سالروز زميني شدن تموم زندگيم
ارغوان نازم سال پيش تو اين موقع ها حدود بيست و پنج دقيقه شده بود كه تو پا به دنياي ما گذاشته بودي و بال هاي قشنگت رو جا گذاشته بودي تو آسمون آبي بالاي سرمون. تو اين لحظه ها من محكم بغلت كرده بودم و از حس شيرين مادر شدن سرشار شده بودم. و تو با اون لبهاي قشنگت مشغول شير خوردن بودي و من خنده از رو لبام نمي رفت. تو شير ميخوردي و من گريه مي كردم، گريه از سر شوق. و من چه در اين روز خوشبخت شدم كه خدا بهترين نعمتش رو بهم هديه داد. ارغوان عزيزم، تموم هستيم، تو كه نفسم به نفس هات بنده، تو كه اگه بخندي همه دنيام مي خنده. و خدا نكنه كه يه قطره اشك از چشمهاي قشنگت سرازير بشه، كه اگه بشه تموم زمون و زمان زندگيم بهم مي ريزه عاشقونه و با تموم وجودم دوس...
نویسنده :
سمان مامان ارغوان
13:15







